به روز تولد هانا نزدیک میشویم
هانای ملوسم چند وقتی میشه که در تب و تاب جشن تولدت هستم.سال نو که شد به این فکر رفتم که دیگه مثل جشن دندونیت همه ی کار ها رو برا دقیقه ی نود نذارم و برنامه ریزی شده پیش برم که خیلی خسته نشم.واسه همین همش تو فکر بودم و با همه مشورت می کردم که چطوری و کجا تولد شما نازنینمو جشن بگیریم.چند روزی میشه که دیگه کم کم فکرامونو با بابایی یکی کردیم و تصمیماتی مهم گرفتیم!!!
تصمیم گرفتیم که جشن تولد شما رو تو ویلای آقاجون بگیریم و همه ی فامیلای نزدیک رو دعوت کنیم که حدود 60 نفری میشن!
دیشب با بابایی و البته کمک وایبری خاله شیوای مهربون برای شام هم تصمیماتی اخذ شد!!
و الان هم دارم واسه ی کارت دعوت جشن تولد عشقم یه کارایی انجام میدم البته با کمک فراوان اینترنت.....خلاصه که عشقم همه ی تلاش مامی و بابایی اینه که شما شاد و خوشحال باشی و از تک تک روزهای زندگیت خاطره بسازی.....تا تصمیمات بعدی خدانگهدار


به روز تولد هانا نزدیک میشویم 
