سفرهای هانا - دومین سفر- شمال 16-06-93
هانا جونم در این سفر شما چهار ماه و نیمه بودی و بسیار بسیار خوب و خوش سفر...روز اول سفر ، کرج خونه ی عمو فربد و خاله هدی و شمیسا جونی بودیم و روز دوم به همراه مامان پری و دایی ایمان و خاله افروز و عمو کمال و امیرارسلان و امیرافشار ،کلاردشت و روز سوم نمک آبرود و روز چهارم دوباره به علت گرما و رطوبت زیاد برگشتیم کلاردشت .
جاده چالوس...

جاده چالوس و آش هیزمی...حیف که دخمرم نمی تونستی بخوری ![]()

هانایی و من و بابا امیر کنار رودخونه ی کلاردشت....هانا جونم شما همش محو در آب رودخونه بودی و سرت رو بالا نمی گرفتی که صورت ماهت تو عکس مشخص باشه برا همین بابایی با دستش سرت رو بالا نگه داشته !


بقیه در ادامه ...
هانا جونم خواب تو جنگل های عباس آباد هم می چسبه ها،مگه نه؟

هانا خانومم به خرید میروند .... سلیقتونم بد نیستا

یادش بخیر...رستوران آیلار نمک آبرود...خوشکلم اینجا نهایت همکاری رو با مامی کردی و وقتی غذا میخوردیم شما خواب بودین و اما ... همینکه غذامون تموم و شد و می خواستیم تو محوطه رستوران که خیلی زیبا بود چندتا عکس بگیریم یه بویی اومد...
و بله دیگه ... مجبور به ترک اونجا شدیم و با سرعت به سمت ویلا حرکت کردیم


کشفیات شمالی هانا... باقلای مخصوص شمال و کدو




هانا و صنایع دستی شمال

هانا جونم قبل از اینکه شما بیای تو زندگی من و بابایی ،ما خیلی سفر می رفتیم امیدوارم دختر خوش سفری باشی تا باز هم با شما بریم سفر و خوش بگذرونیم گلم


سفرهای هانا - دومین سفر- شمال 16-06-93 
