هانا سوار بر روروئک
هانای خوشکلم،کرانچی فلفلی مامی،شما دیروز یعنی در سن شش ماه و پنج روزگی سوار بر روروئکت شدی و مامی کلی ذوقید
البته پای چپت به خاطر واکسنت هنوز درد داره و مایه کرده ولی شما خیلی محکم تر از این حرفایی و به اصطلاح سوسول نیستی!!عزیزم با اینکه پات کامل به زمین نمیرسید اما شما روروئکتو دور زدی و کلک سوار کردی و تو صندلی روروئکت کج نشستی تا بتونی نوک انگشت پاتو به زمین برسونی .هه هه هه...آفرین نازگلکم.راستی سوار روروئک شدن این حسن رو هم برات داشت که تونستی قدتو به تزیینات اتاقت که مامی کل بارداریشو مشغول درست کردنشون بود و شما به شدت دوستشون داری و بهشون توجه میکنی،برسونی و از نزدیک نزدیک خودت ببینیشون و لمسشون کنی.
از اونجایی که شما هر چیزیو به سرعت سمت دهنت میبری و مزشو میچشی،مامی نگران بود که تزیینات روروئکت رو هم دهن کنی اما در کمال تعجب شما یه ده دقیقه ای محو روروئک و تزیینات اتاقت بودی و بعد از اون بود که تازه یادت افتاد که:ای وای پس چرا من روروئکم رو نچشیدم؟!!! وحمله به سوی روروئک!!!!خوشمزست؟؟؟؟!!!!



هانا جونم محو در تزیینات اتاقش...عزیزم خستگیم دراومد...



هانایی جونم خوشمزست؟؟؟




هانا سوار بر روروئک
