هاناهانا، تا این لحظه: 12 سال و 6 ماه و 7 روز سن داره

هانا نفس مامان زری و بابا امیر

سفرهای هانا - سومین سفر- مأمونیه 06-08-93

1393/8/8 13:15
نویسنده : زری عباسی
188 بازدید
اشتراک گذاری

هانای نازنینم، سه شنبه ششم آبان یعنی شش ماه و شش روزگی شما، بابایی برای دیدن یه پروژه ی جدید عازم مأمونیه (یکی از شهرستانای ساوه)بود که من و عمه نسرین هم تصمیم گرفتیم بابایی رو همراهی کنیم آخه دوست عمه نسرین تو اون شهر زندگی میکنن...خلاصه که سه شنبه وقتی بابایی از کار اومد حرکت کردیم و ساعت 10 شب هم خونه ی دوست عمه نسرین بودیم...عمو محمد و خاله الهه و دخمل کوچولوی ناز و مهربونشون تینا...عزیزم شما دو ساعت اول سفرمون رو بازی و ورجه وورجه میکردی و همش میخواستی بایستی!و هی تکون تکون میخوردی که یکی دو باریم سرت آروم خورد به سقف ماشین و یکبارم سر کوچولوتو زدی به شیشه ی پنجره ماشین دلخور آخه حسابی کلافه بودی و از یک جا بودن خسته شده بودی و می خواستی بازی بازی کنی تا اینکه خوابت برد و دو ساعت آخر رو تو بغل مامی خواب بودی و دست مامی رو حسابی خسته کردی آخه ماشاله شما 7.5 کیلو هستی و دستای مامی هم زود خسته میشن غمناکوقتی رسیدیم خونه ی دوستامون شما سرحال شدی و خیلی خیلی خوشرو و بامزه بودی و همرو عاشق خودت کردی بانمکم.عمو محمد همش دوروبرت میتابید و مواظبت بود که کم و کسری نداشته باشی.تینا کوچولو هم پیشی سفید و تپلشو برات آورد تا تو به سرعت اونو دهنت کنی و بوخولیش گلم.خلاصه که کلی شیطنت و ورجه وورجه کردی و اصلا خبری از خواب تو چشمای خوشکلت نبود که نبود برعکس مامی که هلاک خواب بود آخه اصلا روز نخوابیده بود و مشغول جمع و جور کردن وسایل سفر بود.

عزیزم شما بلاخره با هزار ترفند و هزار شعر و قصه و لالایی نزدیکای ساعت دو بعد از نیمه شب به خواب رفتین و صبح ساعت 7.5 بیدار شدی البته یه وعده شیر هم ساعت 3.5 نوش جان کردین و تا ساعت 2 ظهر هم دیگه خوابت نبرد و منو حسابی کلافه و خسته کردی.آخه همش ذوق میکردی و دوست داشتی بازی کنی با اینکه چشمات از خواب داشت دیگه بسته میشد!!!

بابایی هم ساعت 4.5 اومد و ما ساعت 5.5 به سمت اصفهان راه افتادیم و شما اکثر مسیر رو رو دست مامی خواب بودی....

خلاصه که دخمل نازم شما خوش سفر هستین و همه رو عاشق خنده هات و خوش اخلاقیت میکنی محبت

اینم عکسای شما و تینا جون عزیز و مهربون که همش اسم شما رو یادش میرفت و میگفت که شما رو یه دنیا دوست داره خجالت

پسندها (1)

نظرات (0)