هاناهانا، تا این لحظه: 12 سال و 6 ماه و 4 روز سن داره

هانا نفس مامان زری و بابا امیر

هانا سینه خیز میرود

1393/8/11 8:14
نویسنده : زری عباسی
219 بازدید
اشتراک گذاری

هانای من،امیدم ،نفسم ،دیدن لحظه به لحظه ی روزهای زندگیت ،رشد و بالندگیت ،مرا مبهوت خالقت میکند....

خداوندا از اینکه لبخند زیبایت را از من و امیرم دریغ نکردی،تو را سپاس.

نفسم ،روزی که وارد اولین مرحله از حرکت و پویندگی شدی ،پاهای کوچکت دردناک از درد واکسن بود ولی تو سر خم نکردی و به همه ی دردها پشت کردی و قدم در راه حرکت گذاردی....حرکت به جلو حتی اگر سینه خیز باشد.حتی اگر کند باشد...

عشقم ،در اولین روز از هفت ماهگیت ،بعد از تزریق واکسنت بابایی ما رو برد خونه ی مامان پری.نزدیکای ظهر بود که شما از چروک روفرشی مامان پری کمک گرفتی و خودتو به جلو کشیدی و من و مامان پری و خاله افروز رو غرق در شادی کردی خنده

اما هنوز شب نشد که بدون کمک ، سینه خیز به جلو می رفتی و کنترلت از دست ما خارج شد و همش باید مراقب می بودیم که به جایی نخوری و آسیب نبینی!همه  چیز رو از جلوت جمع می کردیم و ...

و این بود شروع حرکت به سمت جلو.....خسته نشی گلم....

از اون روز دیگه مامی همش دنبالته که یه وقت خودتو به چیز خطرناکی نرسونی و خدای ناکرده آسیب ببینی.

 

از همه جالب تر اینکه شما به شدت به ریشه های قالیامون که مامی چسبشون زده که کثیف نشن و مرتب باشن علاقمندی و تا چشم مامی رو دور می بینی به سمت اونها حمله ور میشی و چسبشون رو میگیری تو دستای تپل و کوچولوت و اونها رو می کشی و سعی می کنی به سمت دهانت ببری محبت

مامی به همه چیز متوصل میشه که شما رو سرگرم کنه تا بتونه کارای آشپزخونه رو انجام بده،حتی کاسه های رنگی پلاستیکی ژله هامو برات آوردم تا شما سرگرمشون بشی و به سمت ریشه ها نری ولی زهی خیال باطل!!!

چندتا از عکس سینه خیز رفتنات رو در ادامه مطلب برات میذارم عسلم تا بعدها ببینی که چه آتیشی می سوزوندی عشقم...

این کاسه های مامی هستش که برای سرگرم شدن و بستن راه شما ،استفاده میکنه.مامی اونها رو رو هم می چینه و شما با یه حرکت اونها رو میریزی.بابایی هم بهتون میگه:هانا خانوم خراب کردن خیلی آسونه،اگه مردی، بساز

هانا خانوم در حال خراب کردن برج کاسه ای مامی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

راستی هانا جونم شما عاشق تاخوردگی قالیمون هم هستی !!!  سلیقت یکم عجیب غریب نیست؟؟

 

 

 

 

 

 

 

پسندها (1)

نظرات (0)